.....غروب یک صبح طولانی
((به نام خدا )) اگر انسان از بودن خودش در این جهان راضی و به همه چیز
اطمینان داشت دیگر انسان نبود فرشته بود . هوش سرسام گرفته از حیوانات دو پای وحشی که جدی جدی (( اعوذ
باالله من الشیطان الرجیم )) رو می خونند و فکر به حول قوه الهی نمی تونه حرف بزنه
. صفحه ی اول کتاب مرگ : بابا خون داد . صفحه ی دوم کتاب زندگی : اسلحه می خواهم . صفحه ی آخر تاریکی : سکوت مرگ ، گرانترین قیمت شمع مزار است
... افسار مرا ول کرده است دنیا . . . خودم با خودم بی خودم بیخود شدن خواهد شد با خودم . درست رو هدف تمرکز کن سعی کن از کسی بدت نیاد و به کسی یاد
نده که بهت خیانت کنه و به کودک درونت بگو من بزرگ شدم . توی سرگردونی دنیا گیر افتادی و سخت ترین شرایطت الانه و
داره همه چیز تغییر می کنه و درست میشه فقط جواب مشکلاتتو گرفتی ، زود خوشحالی نکن
. ما اگه انرژی مثبت رو با نگاه و فکر مثبت در ضمیر ناخود
آگاه خودمون جای بدیم کار درست رو انجام دادیم . تو راه خواستی ، منم خواستم نقشه بدم ، هیچ وقت برای چیزی
عجله نکن . سلام بگو تا لبریز شده صبرت منم سنگ صبور ... یه چیزی هست که باید کل دنیا بدونن ، که زبان یا کلام انسان
می تونه انسان رو هم به خوشبختی و هم به بدبختی نزدیک کنه . همین الان هم بدون که چی میگی ...! همیشه برای هیچ چیز دیر نسیت به جز پشیمونی . اما یه راه
برای آن هم است : فقط باید برگردی به کارهایی که کردی و اتفاقهای افتاده
زندگیت . ای مرگ: (تو این دنیا همه چیز اونطور که به نظر می یاد نیست
.) این جمله ی روی سنگ قبرم است . می خواستم لبانت را ببو سم اما گفتم شاید ناراحت شوی (هفت خوان رستم ، شیرین و فرهاد ، لیلی و مجنون افسانه اند ولی همیشه در چشم و یاد ما هستند و انگاری نیستند .) پس چی ؟ زندگی رو همون طور که راحتتری پیش ببر . منظورم ؟ [نه عشق ، نه نفرت ] راحت باش ... خیلی این فکر بچه گونه است که ما به خاطر عاشقی و عشق خدارا که تمام هستی توی دستش جا داره رو فراموش کنیم نیاز کاذب جدا از دوست داشتنه ... تو جلوی چشم اونی اما تو دست یکی دیگه ... ( ح. س. و. د. ی. ) برای گوش دادن به فکرت باید دیده باشی آدم در برابر کسی که ازش سوء استفاده می کنه : اول : سکوت دوم : بخشش برای خرد کردن آن شخص سوم : سکوت زجر کش صمیمانه . و در آخر.. همین .. آن چنانکه،در
شب
و نه ترس از قلم پر عقاب در عصر مشیت ونه از راحتی پرز پرغومحزون در کالبد روح اما. . . انعام ایجازی می
طلبید
اگر روزی از دنیا رفتم و ندانست، که اکنون
روز است دنیا نگوید که چه بی احساس رفت و سیاهی در
حوض من
وداعم به پس کوله ای بود اعدام غرق
است. که از پشت به تو می نگریست. چرا بی احساس تر آبی
نه که قضای قران بر آینه خواهش نبود. تا که از درد نوشتن
مردم و من آنجا رفتم. .
. رفتم از رنج وطن به
تولد بیگانگان من به دعوی حقیقت
غایبم استشاره ز گل زنبق
پیرو نانوا در گلستانش نبود. راستی بیگانه ام
،جشن می گیرم ز اشنایی غم وطن! مردمانش بر سر هر
خواندنی. . . می زنند دست به
هوهوی گلدمال پینه دوز رهبرموسیقی
گل هایی که سرودش پیراهن است.
سازها کوک باشد و اگر من رفتم. . . ترانه ها را بشکف سر ذوق زندگی و من انگاه خوشحالم غم پینه دوز،را
بازی نکنیم
که درباغچه ام،یادی ازض بکنی، بازی می گرید
سر هر دفتر مشق و تو تنها می شوی
خود تراشی نگذار اما یادت باشد، قلمی
را نتراش که اگر من رفتم، آتش
از دور نگاهت می کند وتو لانه ی سنجابک
را نزد خود زمزمه کن تا که از رو برود ،
دشمن شوریده سر. من به رشد کودکانم
مومنم و اگر من رفتم روی هر بام سفاهت بخوانید درخت،سایه
ای بر نورنیست قلم آفتاب است تا
نویسدزوال نا حق،ریشه ی ناکامی است. گاه گاهی کاه رفتن
می شود.
رفتن آن است که سد،راه می شود. ناتوانم،بارانم 25/1/90 بهار
((سخنی از باران)) امروز را ناشنوایان
بشنوید که معنای ((امروز)) فقط حرفهای من است حرفهای باران چند برهه است که باغ
گوش هاتان از آب محروم بوده است باران می آید تا رشد کنید . . . باید بشنوید صدای
جیر جیرک ها را در شب چه می گویند از سکوت محض چه می خواهند؟ مجلس آنان به دور
سراج ستون برق در شب های بهاری از برای چیست؟شکوفه ها را خوردید؟ پاسختان چیست؟ در
پشت جان پناه نشنیدن سنگر نگیرید که خنجرهای صحبت هنوز بی قلافند. عصیان ؟آوای آنهاست. نشنیدیدوجود
کفشدوزک ها در چمن های تابستان،چه زیبا سیرتند آنان چه رعنا فراشان بهارند چه می
گویند آنها ؟چه می خواهند از قدم های نمایان؟ پس بشنوید پرواز
سنجاقک ها را و ببینید که چطور خیره شدند در اوج بال بال زدن حازم آنها یند تا
ابدالدهر از صدای پرواز آنها کرمی شوید.
بشنوید دار کوب در سرما چه می خواند چه می خواهد؟ . . . . حستان از جنس چوب
است .بشنوید ندای جغد شب بیدار که یا حق گوید و جای نداییم.بشنویدحرف های مرا که از
نعره ی ستوران بد تر است بشنوید لا لایی های فرموم خواب را . . . بشنوید. 6/12/89
| Design By : RoozGozar.com |









